الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
61
الغدير ( فارسي )
سدهء نهم 73 ابن داغر حلى ‹ 1 › درود خدا بر گروهى باد كه - در برابر خواستههاى آن - فراز و نشيب بيابان درهم نورديده مىشود . آهنگ ديدار از فرمانرواى گروندگان را در بارگاهى دارند كه پايهء ستونهاى آن را بر پيشانى اختران سپهر نهادهاند . بر بهترين مردم و در آستانى گام مىنهند . كه روى آرندگان به آن جا - در نزد خداوند - گرامىاند - در آنجا است جوانمرد جوانمردزاده و برادر جوانمردى ديگر . و شايستهء جوانمردى و خداوندگار و پيشواى آن . هر سرافرازى كه بينگارى - از كهنه و نو - ويژهء اوست . و همهء برترىها - از آغاز تا انجام - در نامهء او نگاشته مىشود . مردمان پس از آن كه پيامبر خود را از دست دادند ، سرور و رهبر و بخشندهء آنان او است . آن گاه كه شيران - در نبردگاه - با يكديگر بر مىخورند و سپاهيان - با تكان دادن نيزهها - از تار و پود گرد و خاك رشته اى سياه به هم مىبافند .